قهرمان ميرزا عين السلطنه

6785

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

وضع دين در عثمانى بعد دو سه نفر ديگر از كسبه آمدند و همه فكرى و تو هم بودند . ورد زبانشان حكايت عثمانى از خرق حجاب ، بستن مدارس مذهبى ، عمامهء علما ، عزل خليفه بود . طرد شيخ الاسلام ، ضبط موقوفات بود . معلوم شد اين اخبار خيلى سوء اثر كرده . مىگفتند انگليس علما را تبعيد كرد تا كار عثمانى را بسازد و عراق را ضبط و تصرف كامل كند . حالا كه مشغول ايران شده همه را آدم فرستاده ببرد . حاجى سيد گفت من ديشب جائى بودم گفتم دولت اين اقدامات را براى علما نمودند ، گفتند خير . خود انگليس سه نفر از علماى ديگر كه آنجا بودند به قم فرستاده اين آقايان را همراه ببرند ، ابدا دولت ايران دخيل نيست . كاريكاتور ناهيد امروز جريدهء « ناهيد » بود . « كرى كتور » آن صورت آخوند قهى بود كه روى تشك نشسته متكا پشتش ، قليان زير لب كه دود آن متصاعد است . آخوند ديگرى از آن بد شكل‌تر جلويش دستها را به حال تعجب گشوده و اين عبارت بالاى صفحه درج شده : « اين چه دين تازه‌اى است كه روزنامه‌نويسها از خودشان درآورده‌اند . داعى همهء كتابها ، قاموسها ، قصص الانبياء و غيره را مطالعه كردم از لغت جمهورى چيزى ذكر نشده . ملاى رو تشكى جواب مىدهد : يمكن و هر آينه نقل در كتاب المكاسب ايراد شده باشد . » « ستارهء ايران » شرحى چندى قبل نوشته بود جمهورى مطابق شرع است و هركس مىخواهد بيايد من از روى كتب فقه [ و ] اصول نشان بدهم . اين مىنويسد در كتابها نيست . جشن خيالى ناهيد - چند وصلهء داشى جشن ساليانهء « ناهيد » را با شرح و بسطى مىنگارد . دو هزار مهمان در سالن عمارت « ناهيد » جمع بود [ ند ] . اركستر فرنگى ، ايرانى ، چراغهاى برق ، گلها ، گياهها بود . دبير اعظم نطق كرد . شيخ العراقين‌زاده مدير موقتى « ايران » از طرف جرايد ، آقاى مدرس از طرف علما ، كى ، كى . بعد حميده خانم نيكو از طرف خانمها و در خاتمه سنجاق الماسى به يادگار تقديم مدير « ناهيد » كرد . آن وقت شيخ كرنا از طرف مسخره‌ها « آفتاب مهتابى » توى اسطلخ زد . بعد بيرون آمده با دماغ و دهان خود ساز و آواز مضحكى زد . آن‌وقت لوطى فلان از طرف داشها و بعد چند وصلهء داشى از قبيل جام برنج ، زنجير يزدى و قمهء منبت تقديم كرد . يك وقت از خواب پريدم . ديدم سقف اطاق خراب شده ديزى ،